نماز در اديان ديگر
نماز ، برترين عبادت ، کليد بهشت و رحمت الهي ، راز و نياز عاشقانه بندگان است با معبودشان و از آنجا که بشر همواره نيازمند عبادت است ، نماز در طول تاريخ و در اديان مختلف وجود داشته است اما شايد نحوه و کيفيت آن تغيير يافته ؛ سعي ما بر اين است تا در چند عنوان بتوانيم نکاتي درباره نماز ، در موضوعات مختلف ارائه نماييم :
قبل از آنکه حضرت محمد صلي الله عليه و آله به رسالت مبعوث شوند ، نماز در آئين حضرت عيسي (ع) هم وجود داشته چراکه قرآن از زبان عيسي (ع) چنين نقل مي کند : " و اوصاني بالصلوة " خداوند مرا به نماز سفارش کرده است (مريم /31)
و قبل از آن نيز در دين موسي (ع) نماز بوده است چراکه خداوند به موسي چنين خطاب مي کند : " اقم الصلوه لذکري " (طه/14) و قبل از موسي ، در زمان حضرت شعيب نيز نماز به عنوان يکي از عبادات وجود داشته است چراکه در قرآن چنين آمده : " يا شعيب اَ صلواتک تامرک " (هود/87) و قبل از همه آنها ، در دين ابراهيم (ع) نيز بوده چراکه او از خداوند براي خود و ذريه اش توفيق اقامه نماز را مي خواهد : " رب اجعلني مقيم الصلوه و من ذريتي " (ابراهيم/40)
و اين هم کلامي از لقمان است که به فرزند خود چنين مي گويد:
" يا بني اقم الصلوه و امر بالمعروف و انه عن المنکر" (لقمان/ 17)
پسر من نماز را بپادار و امر به معروف و نهي از منکر کن.
نکته جالبي که در آيه آخر وجود دارد اينست که معمولا در کنار نماز سفارش به زکات مي شود ولي چون در اين آيه مخاطب فرزند لقمان (ع) است و نوجوانان معمولا اندوخته مالي چنداني ندارند ؛ در اين آيه در کنار سفارش به امر به معروف و نهي از منکر سفارش شده است.
نماز، نيايش عاشقان
آنچه مسلم است نماز در دين اسلام به عنوان برترين عبادت شناخته شده و از آن به عنوان کليد بهشت ياد مي شود ، سعي ما بر اين است که درباره اين نيايش عاشقانه نکاتي ارائه نماييم :
نماز در رأس همه عبادات است
در ايام ويژه مثل شب قدر ، اعياد اسلامي ، جمعه ، و هر شب و روزي که داراي فضيلت و ارزش است و براي آن دعا و مراسمي مخصوص است مثل شب مبعث ، شب ميلاد ، شب جمعه ، معمولاً نمازهاي مخصوصي هم وارد شده است . شايد نتوان ايام مقدسي را پيدا کرد که در آن برنامه نماز نباشد .
نماز پر تنوع ترين عبادت است
اگرچه جهاد ، حج ، وضو و غسل هر کدام چند نوع دارد ، اما نماز انواع گوناگوني دارد ، در واقع با نگاهي ساده به حاشيه کتاب مفاتيح الجنان علامه محدث حاج شيخ عباس قمي درمي يابيم انواع گوناگوني از نمازها ذکر شده است که بررسي و جمع آوري آن نياز به يک کتاب مستقل دارد . هر امام نمازي داشته غير از نماز امام ديگر، نماز امام زمان عليه السلام غير از نماز حضرت اميرالمومنين (ع) است .
نماز و هجرت
حضرت ابراهيم مي گويد :
خداوندا ذريه خود را در منطقه خشک بي آب و گياه قرار دادم ، پرودگارا براي اقامه نماز « ربنا اني اسکنت من ذريتي بواد غير ذي زرع ربنا ليقموا الصلوة » .
آري وظيفه نمازخوانها آن است که با سفرها و هجرت ها به مناطق بد آب و هوا هم بروند تا شور و هيجان نماز عالمگير شود .
ترک مهم ترين جلسات تاريخ به خاطر نماز
يکي از ادياني که نامش در قرآن آمده « صابئين » است که به حضرت يحيي گرايشي خاص دارند ضمناَ براي ستارگان تاثيري قائلند و نماز و مراسم ويژه اي دارند که هنوز گروهي از آنان در خوزستان هستند .
اين فرقه رهبري بسيار دانشمند ولي مغرور داشتند که بارها با امام رضا عليه السلام گفتگو کرد ولي زير بار نمي رفت .
در يکي از جلسات امام رضا عليه السلام استدلالي کرد که او تسليم شد و گفت :
« اَلْانَ لانَ قَلْبي » حالا روح من نرم شده حاضرم مکتب تو را بپذيرم که ناگهان صداي اذان بلند شد . امام رضا عليه السلام جلسه را ترک کرد ، مردم گفتند فرصت حساسي است و شايد بعدا چنين فرصتي پيش نيايد امام فرمود :
اول نماز ! ، و او که اين تعهد را از امام ديد علاقه اش بيشتر شد . امام بعد از نماز گفتگويش را با او ادامه داد و او در نهايت ايمان آورد .
نماز اول وقت وسط جنگ
ابن عباس مي ديد که حضرت علي عليه السلام گاهي اوقات در وسط جنگ به آسمان نگاه مي کند باز مقداري مي جنگد باز نگاهي به آسمان مي کند .
جلو آمد و پرسيد چرا به آسمان نگاه مي کني .
فرمود : براي اينکه اول وقت نماز از دستم نرود .
گفت : اکنون شما در حال جنگ هستيد .
فرمود : از نماز اول وقت نبايد غفلت شود .
آنجا که خواب از مناجات بهتر است
روزي رسول اکرم صلي الله عليه و آله نماز صبح را با جماعت خواندند و ديدند علي عليه السلام به مسجد نيامده است به سراغش رفتند در خانه علي عليه السلام را زده و پرسيدند چرا او امروز در جماعت شرکت نکرده ؟!
فاطمه عليها سلام گفت : علي ديشب تا صبح مناجات داشت ولي صبح خستگي او طاقت فرسا بود نمازش را در منزل خواند .
حضرت فرمود : به او بگوئيد شبها به جاي مناجات طولاني کمي بخوابد ولي نماز جماعت صبح را از دست ندهد ، خوابي که مقدمه جماعت باشد بهتر از مناجاتي است که حال جماعت را از بين ببرد …
« نماز در کلام امير مومنان علي عليه السلام»
وصف نماز را بايد از کسي شنيد که خود به راستي اقامه کننده آن بود . کسي که نماز با تک تک سلولهاي مبارکش عجين شده و آن را با تمام وجود برپا مي نمود .
ذره ذره خاک مدينه ، مکه ، کوفه هر جايي که ايشان قدم نهاده است ، گواه راز و نيازها و نمازهاي حقيقي آن بزرگوار است . هنوز پژواک نواي دلنشين مناجات امام علي (ع) در جان هستي طنين انداز است . پس گوش جان به فرموده هاي آن امام همام مي سپاريم ، تا آداب قيام به نماز را که ستون دين است ، فرا گرفته و عامل به آن باشيم .
"اهميت و فضيلت نماز "
- شما را به نماز و مراقبت از آن سفارش مي کنم ، زيرا نماز برترين عمل و ستون و اساس دين شما است . (1)
- وقتي که بنده اي سجده مي کند ، ابليس فرياد مي زند : واي بر من! او اطاعت کرد ، ولي من معصيت کردم ، او سجده کرد و من از اين عمل سرباز زدم. (2)
- گناهي که پس از آن مهلت يافتم تا دو رکعت نماز گزارم و از خدا اصلاح آن گناه را بخواهم ، مرا اندوهگين نکرد. (3)
- نماز ستون دين است و اولين عمل انسان است که خدا بدان نظر مي کند، اگر صحيح بود ، به ساير اعمال نيز نظر مي فرمايد و اگر صحيح نباشد در هيچ عمل ديگر نمي نگرد و کسي که تارک نماز باشد بهره اي از اسلام ندارد .(4)
" نماز امام علي (ع)"
- بار خدايا! من نخستين کسي هستم که به حق رسيدم ، آن را شنيدم و پذيرفتم . هيچ کس مگر رسول خدا (ص) در نماز بر من پيشي نگرفت. ( 5)
- بار خدايا! اين نماز را که در پيشگاه تو به جاي آوردم ، نه به جهت نيازي است که به آن داري و نه به خاطر ميل و رغبتي است که در آن داري ، بلکه براي بزرگداشت و پذيرش فرمان تو است که مرا به انجام آن فرمان داده اي . خدايا! اگر در نماز من عيبي است ، يا رکوع و سجود آن ناقص است ، مرا باز خواست مکن و با پذيرش و آمرزش خود ، بر من تفضل و عنايت فرما. (6)
- چون وقت نماز فرا مي رسيد ، علي (ع ) بر خود مي لرزيد. به او مي گفتند : يا امير المؤمنين ! ترا چه شده است ؟ مي فرمود: وقت اداي امانتي رسيده است که خداوند آن را بر آسمان ها ، زمين و کوه ها عرضه کرد ، آنها از قبول آن ابا کردند و از آن بيمناک شدند .(7)
- امير المؤمنين (ع) رکوع نماز را آن قدر طولاني مي کرد که عرق از ساق پاي وي جاري و زير قدم هاي مبارکش تر ميشد .(8)
- هنگامي که براي حضرت علي (ع) مشکلي پيش مي آمد ، به نماز پناه مي برد و آيه « واستعينوا بالصبر و الصلوة » ( از صبر و نماز ياري جوييد) را تلاوت مي کرد .(9)
"آثار و اسرار نماز "
- هنگامي که انسان در حال نماز است ، اندام ، لباسش و هر چه پيرامون اوست ، خدا را تسبيح مي گويند .(10)
- نماز ، قلعه و دژ محکمي است که نماز گزار را از حملات شيطان نگاه مي دارد .(11)
- نماز ، گناهان را مانند ريزش برگ درختان فرو مي ريزد .(12)
- اگر نمازگزار بداند که چقدر از رحمت خداوند را فرا گرفته است ، سرش را از سجده بر نمي دارد .(13)
- پيامبر خدا (ص) نماز را به چشمه آب گرمي که در خانه است و شخص شبانه روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد ، تشبيه کرده است . بدون ترديد چرک و آلودگي در بدن چنين کسي باقي نخواهد ماند .(14)
- ( بندگان مؤمن ) هنگامي که نماز مي خوانند ، به نشان تواضع ، گونه ها را به خاک مي سايند و براي اظهار کوچکي و خاکساري ، اعضاي خود را بر زمين مي گذارند .(15)
" آمادگي قبل از نماز "
- اميرالمؤمنين (ع) فرمود : پيغمبر خدا (ص) فرموده است : روز قيامت خداوند امت مرا در ميان ساير امت ها در حالي محشور مي کند که آثار نوراني وضو در ايشان پيداست .(16)
- روزي حضرت علي (ع) به فرزندش محمد حنيفه فرمود : ظرفي آب بياور. محمد آب آورد ، حضرت دست هاي خود را شست و فرمود : به نام خدا تبرک مي جويم ، از او کمک مي خواهم ، حمد و سپاس مخصوص خدايي است که آب را پاک و پاک کننده ساخت. سپس آب در دهان گردانيد و عرض کرد: خداوندا روزي که ترا ملاقات مي کنم ، حجتم را به من تلقين کن و زبانم را براي ذکرت بگشاي . آنگاه با آب ، بيني خود را شسته و عرض کرد : خدايا بوي بهشت را بر من حرام مکن و من را از کساني قرار ده که بوي نسيم و عطر بهشت را حس مي کنند . سپس صورتش را شست و عرض کرد: خداوندا روزي که تبهکاران روسياهند ، مرا رو سپيد گردان و روزي که صالحان رو سفيدند ، روسياهم مکن. آنگاه دست راستش را شست و عرض کرد : خدايا کارنامه ام را به دست راستم و برگه اقامت ابدي در بهشت را به دست چپم بده و حساب مرا آسان گير.
پس از آن ، دست چپش را شست و عرض کرد: خدايا کارنامه را به دست چپم مده ، آن را بر گردنم مينداز و من از پاره هاي آتش به تو پناه مي برم .آن گاه سرش را مسح کرد و عرض نمود : خداوندا جامه هاي رحمت ، برکت و عفوت را بر من بپوشان. سپس دو پاي خود را مسح کرد و عرض نمود : خدايا روزي که قدم ها در آن مي لغزند ، گام هاي مرا بر صراط ، ثابت و استوار فرما و سعي و تلاشم را در چيزي قرار ده که تو از من راضي باشي. (17)
- زماني بر مردم بگذرد که کارهاي ناشايست بسيار گردد ، هر يک از شما که آن زمان را درک کند ، نبايد شبها بدون وضو بخوابد. (18)
- مراقب اول وقت بودن نمازهاي پنجگانه باشيد ، زيرا اين نمازها در پيشگاه خداوند عزوجل داراي موقعيتي خاص هستند .(19)
- هر که بانگ ( اذان ) را بشنود و بدون علت به آن پاسخ ندهد ، پس نمازي براي او نيست .(20)
- هر کسي که نماز خود رابا اذان و اقامه بخواند ، صفي از فرشتگان پشت سر او به نماز مي ايستند که دو طرف آن صف ديده نمي شود و هر کس نماز خود را با اقامه تنها بخواند ، يک فرشته پشت سر او نماز مي گزارد .(21)
- در چهار زمان دعا را غنميت شماريد : 1- هنگام قرائت قرآن ، 2- هنگام اذان 3- هنگام نزول باران 4- هنگام روبرو شدن دو لشگر مؤمنين و کفار براي جنگ.(22)
- « قد قامت الصلوة » بدين معنا است که هنگام ديدار ، راز و نياز ، برآورده شدن خواسته ها ، دريافت آرزوها و همچنين زمان رسيدن به خداوند ، کرامت ، آمرزش ، بخشش و خشنودي او فرا رسيده است .(23)
"حضور قلب"
- اي کميل! شأن و مقام تو به خواندن نماز ، گرفتن روزه و دادن صدقه نيست . همانا شأن و قدر آدمي آن است که نماز با قلبي پاک انجام پذيرد ، مورد قبول خداوند باشد و با خضوع و خاکساري ادا شود .(24)
- هر که نماز به جاي آورد در حاليکه حق نماز را بشناسد آمرزيده شده است .(25)
- در حال کسالت و چرت زدن نماز نخوانيد و در حال نماز به فکر خودتان نباشد ، زيرا در محضر خدا ايستاده ايد به درستي که آن مقدار از نماز بنده قبول مي شود که قلباً به خدا توجه داشته باشد .(26)
- نماز ، تنها قيام و قعود (برخاستن و نشستن) نيست ، همانا نماز اخلاص تو است که جز خدا ، اراده ديگري نکني.(27)
"اعمال و ذکرهاي نماز"
- سوره فاتحه را خداوند به محمد (ص) و امت او عطا کرد و با حمد و سپاس برخود آن را آغاز کرد . سپس با دعا و ثناي خداوند عزوجل ادامه يافت . من از پيامبر خدا (ص) شنيدم که فرمود: « خداوند مي فرمايد: سوره حمد را ميان خود و بنده ام تقسيم کرده ام ، پس نيمي از آن من و نيمي از آن بنده من است . و بنده ام هر چه (در آن) بخواهد به او مي دهم .
پس هنگامي که بنده بگويد : " بسم الله الرحمن الرحيم" خداوند مي فرمايد: بنده ام به نام من شروع کرده ، پس بر من لازم شد که امورش را کامل کنم و اموالش را بر او مبارک گردانم .
و هنگامي مي گويد: " الحمدلله رب العالمين" خداوند مي فرمايد: بنده ام مرا ستايش کرد و فهميد نعمتهايي که دارد از من است و بلاهايي که از او دفع شده با نيروي من است ، شما را گواه مي گيرم ، چند برابر نعمتهاي دنياييش در آخرت به او بدهم و بلاي آخرت را از او برگردانم، به همان گونه اي که بلاي دنيا را از او بر مي گرداندم . و وقتي بگويد: "الرحمن الرحيم" خداوند مي فرمايد: شهادت داد ، من بخشنده و مهربانم ، شما را گواه مي گيرم از رحمتم بهره او را فراوان گردانم و از عطايم سهم وي را بسيار دهم .
پس وقتي بنده مي گويد : " مالک يوم الدين" خداوند مي فرمايد : شما را به شهادت مي گيرم ، همان گونه که اعتراف نمود ، من مالک روز رستاخيز هستم ، در روز حساب ، حسابش را بر او آسان گردانم ، حسناتش را بپذيرم و از گناهش درگذرم .
وقتي بگويد: " اياک نعبد" خداوند مي فرمايد: بنده ام درست گفت ، او مرا عبادت مي کند ، من نيز به او پاداشي در قبال عبادتش بدهم که هر کسي در عبادتش براي من با او مخالفت کرده رشک برد .
پس وقتي بگويد: " اياک نستعين" خداوند مي فرمايد : از من کمک خواست و به من پناه آورد ، شما را گواه مي گيرم ، او را در کارش ياري کنم ، در گرفتاري کمکش کنم و در روز رستاخيز در هنگام سختي ها دستش را بگيرم ( تا اين فراز حمد ، از آن خداوند است.)
هنگامي که بنده بگويد: " اهدنا الصراط المستقيم" تا آخر سوره ، خداوند بزرگ مي فرمايد : اين براي بنده ام و هر چه که بخواهد به او مي دهم ، خواسته او را اجابت کردم و هر چه آرزو نمود به او دادم و از هر چه مي ترسيد ايمني اش بخشيدم. (28)
- از امام علي (ع) پرسيدند: معناي رکوع چسيت؟ فرمود: يعني به تو ايمان آوردم ، اگر چه گردنم را بزني .
- معناي « سبحان ربي العظيم و بحمده » اين است که : خدا منزه است ، بزرگي از آن خداوند است و پروردگارم ، همان خالق من است . فقط او بزرگ است و عظيم. (29)
- سجده را طولاني کنيد ، هيچ کاري بر ابليس سنگين تر از اين نيست که فرزند آدم را در حال سجده ببيند ، چون به او دستور سجده داده شد ، ولي عصيان ورزيد ، در حالي که فرزند آدم مأمور به سجده شد و اطاعت کرد و نجات يافت. (30)
- از اميرالمؤمنين (ع) معني و تفسير سجود را پرسيدند ، حضرت فرمود: سجود يعني خدايا مرا از خاک آفريدي ، و چون سر از سجده برداي ، بدين معنا است که مرا از آن برانگيختي . و چون مجدداً سر به سجده نهي ، يعني اين که دوباره مرا به زمين بازخواهي گرداند و سر برداشتن از سجده دوم ، يعني اين که مرا مجدداً از زمين بر مي انگيزي . معناي « سبحان ربي الاعلي» چنين است : " سبحان" يعني خالق و پروردگار من منزه است از صفات ناپسند و " اعلي" يعني: او در ملکوت خود علو و رفعت دارد ، تا جايي که بندگان همگي تحت امر و مقهور عزت اويند و اوست که تدبير امور بندگان ، آسمان و زمين مي کند و همه به سوي او عروج مي کنند .(31)
- قنوت و سجده طولاني در نماز ، نماز گزار را از عذاب آتش نجات مي دهد .(32)
- معناي تشهد تجديد و تکرار شهادتين است که تجديد ايمان و اسلام و اعتراف به مبعوث شدن بعد از مرگ است . معناي " السلام عليکم و رحمة الله و برکاته" : از خداوند ترحم خواستن براي خود و همه بندگان است که خود سبب ايمن شدن از عذاب قيامت است .(33)
سهل انگاري در نماز
- دزدترين مردم کسي است که از نمازش بدزدد. ( کم بگذارد) ( 34)
آثار ترک نماز
- آيا به پاسخ اهل دوزخ گوش فرا نمي دهيد ، وقتي از آنها سوال مي شود : " چه چيز شما را گرفتار دوزخ ساخت؟ گويند : ما از نمازگزاران نبوديم" . (35)
قبولي نماز
- علي (ع) خطاب به کميل فرمود : اي کميل! نگاه کن ، ببين که در کجا نماز مي گزاري و بر روي چه چيز به نماز ايستاده اي . اگر آن چيزي را که براي نمازت استفاده مي کني حلال و مباح نباشد ، نمازت قبول نيست .( 36)
تعقيبات نماز
رسول اکرم (ص) به من فرمود: يا علي! در تعقيب هر نمازي آية الکرسي را بخوان ، زيرا کسي آن را پاس نمي دارد ، مگر پيامبر باشد يا به مقام صديق و شهيد رسيده باشد .( 37)
خداي منان از روي لطف بي پايان بر آدميان منّت نهاده، به آنها اجازه معراج به عالم ملک و ملکوت عطا فرموده و نماز را نردبان ترقي و ابزار ارتقاء به عالم بالا قرار داده است.
انسان خاکي که همواره اسير اميال نفساني و غرايز حيواني است، به هنگام نماز پرده هاي ظلماني جهان ماده را کنار مي زند، جاذبه دست و پاگير کره خاکي را مي شکند، موانع نيرومند عالم شغلي را از جلوي پايش بر مي دارد و به جهان بالا راه مي يابد، با خداي خود بي واسطه سخن مي گويد، و درد دل مي نمايد و خود را از چنگال نفس و شيطان مي رهاند.
نماز اوج معراج انسان، راز و نياز با خداي سبحان، موجب نزول رحمت يزدان، سنگر مبارزه با نفس و شيطان، بازدارنده انسان از خطا و عصيان، وسيله ي تقرب پارسايان و رمز بندگي مخلصان است.
نمازگزاران چه کساني هستند؟
در قرآن کريم ضمن آياتي خداي متعال نمازگزاران واقعي را معرفي مي نمايد و اينکه اقامه نماز چه تأثيري در زندگي مادي و معنوي انسان دارد را ذکر مي کند که بدين وسيله اهميت اقامه نماز را بيان مي دارد.
نماز؛ نشانه مومن
" قل لعبادي الذين امنوا يقيمواالصلوة و ينفقوا مما رزقناهم سراً و علانية من قبل ان ياتي يوم لا بيع فيه ولا خلال." (ابراهيم / 31)
بگو به بندگان من که ايمان آورده اند، نماز را بر پا دارند و از آنچه به آنها روزي داده ايم پنهان و آشکار انفاق کنند، پيش از آن که روزي فرا رسد که نه چيزي توان خريد و نه دوستي کسي "جز خدا" به کار آيد .
در اين آيه خداوند به وسيله پيامبراکرم(ص) به بندگاني که ايمان آورده اند دستور مي دهد که تا روز قيامت او را رها نکنند که در آن روز هيچ مجالي براي جبران از دست داده ها نيست و از ميان تمام راههايي که به خدا مي رسد، اقامه نماز و انفاق – يقيمواالصلوة و ينفقوا – را بيان مي کند. چرا که تمام دستورات ديگر (که اصلاح بين خدا و بندگان و بنده با بندگان ديگر است) از اين دو رکن منشعب مي شود و اين تاکيدي ديگر بر اهميت نماز است.
در جاي ديگر مي فرمايد:
"انما المومنون الذين اذا ذکرالله وجلت قلوبهم و… . الذين يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون." (انفال / 2- 3)
مومنان کساني هستند که چون ذکري از خدا شود، "از عظمت و جلال خدا " دلهايشان ترسان مي شود و … . کساني که نماز را به پا مي دارند و از هر چه روزي آنها کرديم انفاق مي کنند.
در اين آيه از جمله صفات بارز مومنان را اقامه نماز مي داند. چرا که وقتي ايمان در دل مستقر گرديد، انسان به سوي عبوديت معطوف شده و با اخلاص و خضوع، پروردگار خود را عبادت مي کند که از بهترين مظاهر آن نماز است. "وجل" همان حالت خوف و ترسي است که به انسان دست مي دهد که سرچشمه آن يکي از اين دو چيز است: گاهي به خاطر درک مسئوليتها و احتمال عدم قيام به وظايف لازم در برابر خدا مي باشد، و گاهي به خاطر درک عظمت مقام و توجه به وجود بي انتهاي او است. مومنان در پرتو احساس مسئوليت و درک عظمت پروردگار و همچنين ايمان فزاينده و بلندنگري توکل، از نظر عمل داراي دو پيوند محکمند، پيوند و رابطه نيرومندي با خدا و پيوند و رابطه نيرومندي با بندگان خدا.
تعبير به اقامه نماز (به جاي خواندن نماز) اشاره به اين است که نه تنها خودشان نماز مي خوانند بلکه کاري مي کنند که اين رابطه محکم با پروردگار هميشه و در همه جا بر پا باشد.
خداي متعال در آيه ديگر مي فرمايد:
"والمومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و يقيمون الصلوة …" (توبه / 71)
و مردان و زنان با ايمان يار و ياور يکديگرند، امر به معروف و نهي از منکر مي کنند و نماز برپا مي دارند… مؤمنين علاوه بر اين که به خاطر دوستي و محبتي که نسبت به يکديگر دارند، همديگر را به نيکي ها دعوت و از بديها و منکرات باز مي دارند و بر خلاف منافقان که دلهايشان را گرد سياه نسيان ياد حق فرا گرفته، دلهايشان از ياد حق سرشار بوده و به نور ذکر خدا جلا يافته است و براي محکم شدن رشته ياد خدا نماز را بر پا مي دارند و قرآن را وسيله هدايت و بشارت براي مومناني مي دانند که (هدي و بشري للمومنين. الذين يقيمون الصلوة و يوتون الزکاة و هم بالاخرة هم يوقنون. – قرآن – وسيله هدايت و بشارت براي مومنان است. کساني که نماز را بر پا مي دارند و زکات را ادا مي کنند و به آخرت يقين دارند.)
خداي متعال در سوره مومنون / آيه 1 و 2 مي فرمايد:
"قد افلح المومنون. الذين هم في صلاتهم خاشعون."
مومنان رستگار شدند. آنها که در نمازشان خشوع دارند.
در اين آيات رستگاري را براي مومنان مي داند، کساني که نه تنها ايمان در قلوبشان وارد شده بلکه به صفات حسنه اي نيز متصفند. اولين آنها خشوع در نماز است. قرآن با بيان اين ويژگي، اين نکته را يادآوري مي کند که نماز الفاظ و حرکات بي روح نيست بلکه به هنگام نماز مومنان آن چنان متوجه پروردگار مي شوند که خود را ذره اي مي بينند در برابر وجود بي پايان. قرآن در واقع نماز را اولين شرط ايمان ذکر مي کند. لذا مومنان براي حفظ ارتباط خود با اين وجود بي پايان، بر نمازهايشان مواظبت مي کنند. "والذين هم علي صلواتهم يحافظون." (مومنون / 9) و آنها که بر نمازهايشان محافظت دارند.
مومنان واقعي از نماز تنها به اداي الفاظ بسنده نمي کنند بلکه با محافظت و مراقبت بر اوقات نماز، حفظ خشوع و خضوع در نماز و درک مفاهيم نماز و اين که در پيشگاه چه کسي اقامه مي شود، نمازي با روح و روح بخش برپا مي دارد.
نماز؛ از ويژگيهاي متقين
"ذلک الکتاب لاريب فيه هدي للمتقين. الذين يومنون بالغيب و يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون." (بقره / 2 و 3)
اين کتاب – قرآن – بي هيچ شک راهنماي پرهيزکاران است. کساني که به جهان غيب ايمان آورند و نماز به پاي دارند و از هر چه روزيشان کرديم به فقيران انفاق کنند.
از نشانه هاي پرهيزکاران، ايمان به غيب است و اين نخستين نقطه جدايي مومنان از غير آنهاست، ويژگي ديگر آنها، برپا داشتن نماز است. نماز که رمز ارتباط با خدا است، مومناني را که به جهان ماوراء طبيعت راه يافته اند در يک رابطه دائمي و هميشگي با آن مبدا بزرگ آفرينش نگه مي دارد، آنها تنها در برابر خدا سر تعظيم خم مي کنند، و تنها تسليم آفريننده بزرگ جهان هستي هستند، و به همين دليل ديگر خضوع در برابر بتها، و يا تسيلم شدن در برابر جباران و ستمگران، در برنامه آنها وجود نخواهد داشت.
چنين انساني احساس مي کند از تمام مخلوقات ديگر فراتر رفته، و ارزش آن را پيدا کرده که با خدا سخن بگويد، و اين بزرگترن عامل تربيت او است.
کسي که شبانه روز حداقل پنج بار در برابر خداوند قرار مي گيرد، و با او به راز و نياز مي پردازد، فکر او، عمل او، همه خدايي مي شود، و چنين انساني چگونه ممکن است برخلاف خواست او گام بردارد. مشروط بر اينکه راز و نيازش به درگاه حق، از جان و دل سرچشمه گيرد و با تمام قلب رو به درگاهش آورد.
نماز از علامتهاي اولوالالباب
"… انما يتذکر اولوالالباب. الذين يوفون بعهدالله ولا ينقضون الميثاق. والذين يصلون ما امرالله به ان يوصل و يخشون ربهم و يخافون سوء الحساب. والذين صبروا ابتغاء وجه ربهم و اقاموا الصلوة … (رعد / 19 تا 22)
به درستي که صاحبان خرد متذکر مي شوند – کساني که به عهد خدا وفا مي کنند و پيمان نمي شکنند – و کساني که آنچه را خدا به پيوند آن امر کرده اطاعت مي کنند و از خدا مي ترسند و به سختي هنگام حساب مي انديشند و کساني که در طلب رضاي خدا راه صبر پيش مي گيرند و نماز به پا مي دارند…
در اين آيات براي اولوالالباب (صاحبان مغز و انديشه) صفاتي را بر مي شمارد. از جمله صفات آنان - که پايان نيک و باغهاي جاويدان بهشت به آنان وعده داده شده است – برپا داشتن نماز است و با اين که در اين آيات، وفاي به عهد الهي، پيوندهاي الهي و صبر را ذکر کرده و نماز را مي توان از مصاديق آنها برشمرد ولي به طور جداگانه به آن اشاره شده و اين به علت نقش فوق العاده اي است که نماز در طهارت روح و روان انسانها دارد و اهميت فوق العاده اي را که خداوند براي آن قائل است مي رساند.
نماز از نشانه هاي محسنين
"… هدي و رحمة للمحسنين. الذين يقيمون الصلوة و يوتون الزکوة و هم بالاخرة هم يوقنون." (لقمان / 3 و4)
…(قرآن) مايه هدايت و رحمت براي نيکوکاران است. کساني که نماز بر پا مي دارند و زکات را ادا مي کنند و به آخرت يقين دارند.
در اين آيه خداي متعال، قرآن که هيچ سخن باطلي در آن راه نداشته و محتواي مستحکمي دارد را مايه هدايت و رحمت نيکوکاران مي داند و سپس نشانه هاي آنها را بيان مي کند که اولين آنها برقراري پيوند محکم با خدا (اقامه نماز) است.
نماز، ويژگي مصلحان
"والذين يمسکون بالکتاب و اقامواالصلوة انا لا نضيع اجرالمصلحين." (اعراف / 170)
و کساني که به کتاب (خدا) تمسک جويند و نماز را بر پا دارند، پاداش بزرگي خواهند داشت زيرا ما پاداش مصلحان را ضايع نخواهيم کرد.
اجر و پاداش براي کساني است که کمترين مخالفتي با کتاب خدا انجام نداده بلکه دستورات آن را مو به مو انجام داده و براي تحقق مفاهيم آن از جان و دل مي کوشند؛ که از جمله آنها امر به نماز است. آنها با نماز، ياد خدا و خضوع در برابر او – که جان همه دستورات ديني است – را حفظ کرده و با استحکام پيوند با خدا، در هر کار و برنامه اي او را حاضر و ناظر بر اعمال خود مي بينند و بنابراين با دستورات حق تعالي مخالفت نمي کنند. اينکه مي بينم از ميان فرمانهاي خدا خصوصاً روي نماز تکيه شده است به خاطر آن است که نماز واقعي پيوند انسان را با خدا چنان محکم مي کند که در برابر هر کار و هر برنامه او را حاضر و ناظر مي بيند و مراقب اعمال خويش مي باشد.
مولفه اي از مخبتين
"… و بشرالمخبتين. الذين اذا ذکرالله وجلت قلوبهم والصابرين علي ما اصابهم والمقيمي الصلوة و مما رزقناهم ينفقون." (حج / 34 و 35)
و بشارت ده متواضعان را. کساني که وقتي نام خدا برده مي شود دلهايشان مملو از خوف پروردگار مي شود و در برابر مصائب شکيبا هستند و نماز را بر پا مي دارند و از آنچه روزيشان داده ايم انفاق مي کنند.
فروتنان، نه تنها هنگام ياد خدا درونشان از خوف خداوند سرشار مي شود و بر مصائب صبورند بلکه آثار تواضع دراعمال آنها نيز ظاهر مي شود و در برابر يکتاي بي همتا به سجده مي افتند و پيشاني بر خاک مي سايند.
نشانه اي از دانشمندان
"…انما يخشي الله من عباده العلماء انّ الله عزيز غفور. ان الذين يتلون کتاب الله و اقاموا الصلوة…" (فاطر / 28 و 29)
از ميان بندگان خدا تنها دانشمندان از او مي ترسند، خداوند عزيز و غفور است. کساني که کتاب الهي را تلاوت مي کنند و نماز را برپا مي دارند.
از ميان بندگان، دانشمندانند که به مقام عالي خشيت يعني ترس از مسئوليت توام با درک عظمت مقام پروردگار نائل مي گردند، اين حال "خشيت" مولود سير در آيات آفاقي و انفسي و آگاهي از علم و قدرت پروردگار، و هدف آفرينش است.
"راغب" در "مفردات" مي گويد: خشيت به معني ترسي است آميخته ي با تعظيم، و غالباً در مواردي به کار مي رود که از علم و آگاهي به چيزي، سرچشمه مي گيرد و لذا در قرآن مجيد اين مقام مخصوص عالمان شمرده شده است.
در قرآن کريم يکي از ويژگي هاي دانشمندان، تلاوت کتاب خدا و اقامه نماز مطرح شده است.
قابل ذکر است که منظور از تلاوت قرآن، قرائت سرسري و نيز منظور از اقامه نماز، خواندن صرف نيست.
و اما نشانه اي از ياران خدا
"… ولينصرن الله من ينصره ان الله لقوي عزيز. الذين ان مکناهم في الارض اقامواالصلوة …"(حج / 40-41)
و خداوند کساني را که او را ياري کنند، ياري مي کند. خداوند قوي و شکست ناپذير است. (ياران خدا) کساني هستند که هرگاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را بر پا مي دارند.
در اين آيات به ياوران خدا وعده ياري داده مي شود و سپس ويژگي آنها را بر مي شمرد. اولين ويژگي آنها اين است که بعد از اين که در زمين به قدرت برسند نماز را بر پا مي دارند. آنها پس از پيروزي، آن را از خود نمي دانند بلکه لطفي از جانب خدا مي دانند و برعکس شاهان و ستمگران از باده پيروزي سرمست و مغرور نمي شوند، بلکه با برپايي نماز، ارتباطشان را با خدا محکمتر کرده و تشکر او را به جا مي آورند.
نماز و انفاق
در تفاسير و روايات مختلف، مراد از صبر را در اين آيه، روزه دانسته اند.(4)
نماز و عدالت
نماز و جهاد
نماز و امر به معروف و نهي از منكر
با برپايي نماز كه انسان را از زشتي ها و منكرات باز مي دارد، روح و جان خود را از همه آلودگي ها پاك و به صفات پسنديده آراسته كنيد و آنگاه مردم را به خوبي ها امر و از بدي ها و منكرات نهي نماييد.
پي نوشت ها:
1. بقره/ 3 و نيز در آيه 29 سوره فاطر و آيه 38 سوره شوري اين دو همراه آمده اند.
2. بقره/43 و در آيات زياد ديگري از جمله در آيات83، 110، 177و 277 همين سوره، اين دو همراه ذكر شده اند.
زيباترين گل وجود ، فاطمه ( س ) برشاخسار نبوت شكفته است .

ولادت استوارترين پاسبان راستي و درستي، پيشواي با فرّ و جاه مسلمين حضرت محمد بن عبدالله صلي الله عليه وآله و صادق آل محمد مبارك باد
امشب چه صلاي رحمتي مي آيد
با شور و نداي احمــــدي مي آيد
از باغ نبوتش شمــــيم صلـــوات
چون بوي گل محمـــــدي مي آيد
اللهم صل علي محمد وآل محمد وعجل فرجهم
يا محمد قربون تو و اهل بيتت، خودت همه جوونا رو كمك كن ، شرمنده ام كه چيزي بلد نيستم از تو بگم كه گوياي بزرگواري تو باشه .....
فقط مي تونم خواستار لعنت خدا براي دشمنانت باشم و كساني كه سعي در خدشه دار كردن چهره نوراني ات را دارند كه گرچه با اين كار فقط وجه خودشان را خراب كرده اند نه وجه شما رو كه خود غافلند
آمين يا رب العالمين
السلام عليك يا علي بن موسي الرضا (عليه السلام )
خوشا به حال كسايي كه امروز تو حرم امام رضا (عليه السلام ) هستند ....
بسم الله الرحمن الرحيم
یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر الیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حَوِّل حالنا الی احسن الحال
هرگز خدا جهان را و طبيعت را با پاييز يا زمستان يا تابستان آغاز نكرده است. مسلما اولين روز بهار، سبزهها روييدن آغاز كردهاند، رودها رفتن و شكوفهها سر زدن و جوانهها شكفتن، يعني نوروز. بي شك روح در اين فصل زاده است و عشق در اين روز سر زده است و نخستين بار، آفتاب از نوروز طلوع كرده است و زمان با وي آغاز شده است
دکتر علي شريعتي
بيايد موقع سال تحويل همديگه رو توي دعاهامون فراموش نكنيم ، اميدوارم سال جديد سالي همراه با موفقيت براي همه دوستان باشه
و از لطف همه دوستان بي نهايت ممنونم و خوشحالم از داشتن تك تك دوستهاي اينترنتي ام
خدايا كمكمون كن، سعي كنيم ما نيز اخلاق بهاري داشته باشيم همانند بهار شكوفا و پر از عطر هاي بهاري باشيم و شكوفه هاي مهرباني خود را به پاي هم بريزيم و عطر تنمان مشام ديگران را بنوازد ...
اللهم عجل لولیک الفرج
آمين يا رب العالمين
حتماً يادت هست كه بعد از اون موقع كه دستمو گرفتي و به من آرامش رو هديه دادي يه روز از تو خواستم كه كمكم كني كه آرامشمو به ديگران هم هديه بدم و تو رو فرياد بزنم
و حالا بعد از 1 سال از داشتن اون آرزو، اين وبلاگو توسط يكي از دوستام بهم هديه دادي...
و با اين كار به من گفتي اين قلم و كاغذ و يه دنياي مجازي كه آرامشتو به ديگران هم هديه بدي و ... ببينم چي كار مي كني؟......
اما امروز وقتي داشتم با يكي از دوستام حرف مي زدم ، به نتيجه هاي زيادي رسيدم ، اينكه من توي فرياد زدن تو و حسم نسبت به تو، گه گاهي شيطون خيلي ماهرانه تو وجودم رسوخ كرده و باعث شده كه بعضي از نوشته هام بوي خلوص رو نده، بلكه بوي غرور و به رخ كشيدن قلم و اطلاعاتمو بده !!!!
فقط مي تونم بگم شرمنده ...!!!!!!!!
"غرور" همون چيزي كه تا حالا باعث نا آرامي من بوده ، ولي از اون سال به بعد اون آرامشو ،نرم نرم به من بخشيدي .
كمكم كن ،نه، كمكمون كن كه اين غرور لعنتي كه باعث مي شه ما از خودمون و اطرافيانمون و از همه مهمتر از خود تو دور بشيم تو رفتار و كردار و پندارمون نباشه
دوست عزيزم ازت ممنونم كه منو متوجه كردي ،هيچ وقت اين محبت تو رو فراموش نمي كنم ،
البته گرچه مي دونم خواست تو بوده كه دوستم منو متوجه غرورم كنه؛ شكرت
به خاطر داشتن همچين دوستايي كه ايرادهامو بهم مي گن ممنونم و از اينكه قدرت تحمل پذيرش انتقاد و ايرادهامو بهم دادي بيشتر ممنونم .
خدايا مي شه ازت بخوام كه تعداد اين دوستا رو براي همه ما آدما زياد كني چون واقعاً كه اين دوستا نعمتن .
شكرت، به خاطر همه چيز ممنونم
پيامبر خدا، در سال دهم هجرت، از طرف خدا مأموريت يافت، كه در آن سال شخصا در مراسم حج شركت جويد و عملا مردم را به تكاليف خود آشنا سازد و حدود«عرفات»و«منى»و موقع كوچ از آنها را به مردم تعليم كند.اين سفر، بيش از آنكه جنبه سياسى و اجتماعى داشته باشد جنبه تعليمى داشت.پيامبر در يازدهمين ماه اسلامى(ذو القعده)دستور داد كه در شهر و در ميان قبايل اعلام كنند كه رسول خدا امسال عازم زيارت خانه خدا است....
پيامبر به مسلمانان دستور آمادگى براى حركت داد ولى براى رعايت اصل غافلگيرى، تا لحظه فرمان حركت، وقت حركت و مسير و مقصد براى كسى روشن نبود. روز دهم ماه رمضان سال هشتم هجرت فرمان حركت صادر گرديد.
قريش كه مقاومت در برابر مسلمين را بىفايده مىدانست بدون درگيرى تسليم شد. ابوسفيان اظهار اسلام كرد و با فتح مكه، كعبه از وجود بتها پاك شد.
پيامبر اكرم در ماه«جمادى الاولى»سال هشتم، يك هنگ سه هزار نفرى را به فرماندهى سه تن از افسران ارشد اسلام، به كرانههاى شام براى سركوبى عمال روم كه مبلغان بى پناه اسلام را ناجوانمردانه كشته بودند، اعزام نمود.سپاه اسلام در اين مأموريت اگر چه جان به سلامت بردند، و فقط سه افسر و چند سرباز بيش كشته ندادند ولى با آن پيروزى كه از مجاهدان اسلام مترقب بود باز نگشتند، و عمليات آنها به حالت«جنگ و گريز»بى شباهت نبود. انتشار اين خبر در ميان سران قريش، موجب جرأت و جسارت آنان گرديد و تصور كردند كه نيروى نظامى اسلام به ضعف و ناتوانى گراييده و مسلمانان روح سلحشورى و سربازى را از دست دادهاند، از اين نظر تصميم گرفتند كه محيط صلح و آرامش را بر هم زنند....
جلال و عظمت چشمگير اوضاع اسلام و مسلمانان اثر عجيبى در روحيه مردم مكه گذارد و آنان با روحيه ملت مسلمان بيشتر آشنا شدند. سران شرك احساس كردند، كه توقف پيامبر و ياران وى روحيه همه اهالى مكه را نسبت به آيين بتپرستى و عداوت با آيين توحيد تضعيف نموده و رشتههاى محبت و علاقه را ميان طرفين به وجود آورده است.از اين رو پس از انقضاى آخرين دقايق نماينده قريش به نام«حويطب»خدمت پيامبر رسيد، و گفت: مدتى كه در پيمان براى اقامت شما در مكه پيش بينى شده است، سپرى گرديد، هر چه زودتر سرزمين ما را ترك كنيد. برخى از ياران پيامبر از صراحت گفتار نماينده قريش ناراحت شدند، ولى پيامبر شخصى نبود كه در عمل به پيمان سستى ورزد. نداى كوچ در ميان مسلمانان داده شد و همگى بلافاصله سرزمين حرم را ترك گفتند.
مسلمانان پس از امضاى صلح«حديبيه»، مىتوانستند پس از يك سال از تاريخ قرارداد وارد مكه شوند و بعد از سه روز اقامت در مكه و انجام اعمال«عمره»، شهر مكه را ترك گويند، و در اين مدت جز سلاح مسافر كه همان شمشير است، نبايد سلاح ديگرى همراه داشته باشند.يك سال تمام از وقت قرارداد گذشت و هنگام آن رسيد كه مسلمانان از اين پيمان بهرهبردارى نمايند و مسلمانان مهاجر كه هفت سال بود از خانه و زندگى خود دست شسته، و براى حفظ آيين توحيد، زندگى در سرزمين غربت را بر وطن ترجيح داده بودند....
رسول خدا پس از شنیدن این حرف فرمود که با هر دو گروه همکاری کند تا مسایقه تعطیل نشود.
از روزى كه ستاره فروزان اسلام در سرزمين«مدينه»درخشيدن گرفت، ملت يهود بيش از قريش با پيامبر اسلام و مسلمانان دشمنى نموده با تمام دسايس و قوا براى كوبيدن آن قيام كردند.يهوديانى كه در مدينه و اطراف آن سكونت داشتند به سرنوشت شومى كه نتيجه مستقيم اعمال و حركات ناشايسته خود آنها بود دچار شدند. گروهى از آنها اعدام و برخى مانند قبيلههاى«بنى قينقاع»و«بنى النضير»از سرزمين مدينه رانده شدند و در«خيبر»و«وادى القرى»سكونت گزيدند.
اندكى پس از بازگشت از حجة الوداع پيامبر اكرم به بستر بيمارى رفتند.وى از فعاليتهايى كه در خارج از خانه او براى قبضه كردن خلافت انجام مىگرفت آگاه بود.براى پيشگيرى از انحراف مسأله خلافت از محور اصلى خود و جلوگيرى از بروز اختلاف و دو دستگى، تصميم گرفت كه موقعيت خلافت امير مؤمنان، و اهل بيت خود را بطور كتبى تحكيم كرده، سندى زنده پيرامون موضوع خلافت به يادگار بگذارد.از اين جهت روزى كه سران صحابه براى عيادت آمده بودند، رو به آنان نمود و فرمود كاغذ و دواتى براى من بياوريد تا براى شما چيزى بنويسم كه پس از من گمراه نشويد. در اين لحظه يكى از حاضران سكوت مجلس را شكست و گفت: بيمارى بر پيامبر غلبه كرده، قرآن پيش شما است، كتاب آسمانى ما را كافى است.نظر وى مورد گفتگو قرار گرفت.گروهى با وى مخالفت كرده گفتند حتما بايد دستور پيامبر اجرا گردد برويد قلم و كاغذى بياوريد تا آنچه مورد نظر او است، نوشته شود ولى برخى جانب او را گرفتند و از آوردن قلم و دوات جلوگيرى كردند. پيامبر از اختلاف و سخنان جسارت آميز آنان سخت ناراحت شد و گفت برخيزيد و خانه را ترك كنيد.
گذشته از اين مخالفت سر سختانه كسى كه بلافاصله پس از در گذشت پيامبر، در سقيفه بنى ساعده شوراى خلافت تشكيل داد، و رفيق ديرينه خود را با وضع خاصى براى خلافت كانديدا كرد و او نيز پاداش خدمت او را، هنگام مرگ بطور نقد پرداخت نمود، و او را بر خلاف تمام اصول براى خلافت تعيين كرد گواه بر اين است كه قرائنى در مجلس و گفتار پيامبر وجود داشت كه حاكى از اين بود كه پيامبر مىخواهد مطلبى درباره خلافت و زمامدارى مسلمين املا كند، و لذا سرسختانه با آوردن قلم و كاغذ، مخالفت ورزيد و گرنه جهت نداشت تا اين حد پافشارى كند.
رسول خدا در آخرين لحظههاى زندگى، چشمان خود را باز كرد و گفت: برادرم را صدا بزنيد تا بيايد در كنار بستر من بنشيند.همه فهميدند، مقصود، جز على، كسى نيست. على در كنار بستر وى نشست، ولى احساس كرد كه پيامبر مىخواهد از بستر برخيزد، على پيامبر را از بستر بلند نمود و به سينه خود تكيه داد چيزى نگذشت كه علائم احتضار در وجود شريف او پديد آمد.
ابن عباس مىگويد پيامبر گرامى در حالى كه سر او در آغوش على بود، جان سپرد. شخصى به ابن عباس گفت كه عايشه مدعى است كه سر پيامبر بر سينه او بود، كه جان سپرد، ابن عباس نقل عايشه را تكذيب كرد و گفت: پيامبر در آغوش على(ع)جان داد و على و برادر من«فضل»او را غسل دادند. امير مؤمنان در يكى از خطبههاى خود به اين مطلب تصريح كرده مىفرمايد: و لقد قبض رسول اللّه و إن رأسه لعلى صدري...و لقد وليت غسله و الملائكة أعواني رسول خدا در حالى كه سر او بر سينه من بود قبض روح شد من او را در حالى كه فرشتگان مرا يارى و كمك مىكردند غسل دادم.
گروهى از محدثان نقل مىكنند كه آخرين جملهاى كه پيامبر در آخرين لحظات زندگى خود فرمود جمله«لا، مع الرفيق الأعلى»بوده است گويا فرشته وحى او را در موقع قبض روح مخير ساخته است كه بهبودى يابد و بار ديگر به اين جهان بازگردد و يا پيك الهى روح او را قبض كند، و به سراى ديگر بشتابد و وى با گفتن جمله مزبور، به پيك الهى رسانيده است كه مىخواهد به سراى ديگر بشتابد. پيامبر اين جمله را فرمود و ديدگان و لبهاى وى روى هم افتاد.
تاريخ وفات
روح مقدس و بزرگ آن سفير الهى نيم روز دوشنبه 28 ماه صفر سال يازدهم هجرى، به آشيان خلد پرواز نمود، پارچه يمنى بر روى جسد مطهر آن حضرت افكندند و براى مدت كوتاهى در گوشه اتاق گذاردند. شيون زنان و گريه نزديكان پيامبر، مردم بيرون را مطمئن ساخت، كه پيامبر گرامى در گذشته است.و چيزى نگذشت كه خبر رحلت وى در سر تا سر جهان انتشار يافت.
ای محمد من برای تو میمیرم و برای خواندان تو
که بشر هرگز پاکتر از شما ها را ندیده و بس
ابا صالح
اباصالــــــــح دلم سامان ندارد مگر هجــــــــــران تو ایان ندارد اباصالــــــــــح بیا دردم دوا کن مرا بادیدنت حاجــــــــت روا کن اباصالـــــــــح فقیرم من فقیرم بده دستی که دامانت بگیـــرم اباصالح چه خوش زیبنده باشد که آن لعل لبت پر خنده باشد اباصالـــــــــــح گدایم من گدایم به جان مادرت بنما نگــــــاهم
یکی از هموطنان پرسیده بودند آیا پیامبر با عایشه زمانی که عایشه ۶ ساله بود ازدواج کردند؟
باید بهشون بگم خیر اینطور نیست در اسلام سن ازدواج حداقل نه سال است همچنین عایشه جوان ترین همسر پیامبر بودند ولی ۶ ساله نبودند.
آقایی که می خوای کد قالب رو برات بذارم تا چند روز دیگه آقا حسام این قالب رو در وبلاگ خودشون
(pcn)میگذارند شما برو اونجا و کد قالب رو بردار.
باتشکر از همه نماز و روزه هاتون قبول حق باشه.و در آخر نیز سه صلوات بفرستید.خدانگهدارتون باشه
مبارزه با يأس گرائی
هر سال باید بهتر از سال گذشته بود وتلاش وکوشش خود راافزایش داد . چرا که براساس آموزه های دینی هر روز باید از روز قبل بهتر باشد وسطح معلومات بالاتر قرار بگیرد پس بنا براین در مورد سال نسبت به قبل به طریق اولی باید این مسئله محسوس باشد . اگر هر سال نسبت به یگانه منجی عالم ویاور محرومان عشق می ورزیدیم ومی خواستیم تا هر چه زودتر بیاید درسال جدید با کسب لیاقت بهتر وهمت بالاتر باید به ظهور حضرت حجت (عج) توجه نمائیم وبا اعمال خود ثابت نمائیم که از عاشقان ودل دادگان آن گل سر سبد عالم خلقت هستیم .
باید یک فرهنگ فراگیر بوجود بیاوریم تا تمامی ما مسلمانان به صورت جهانی وهمه جانبه به این مسئله همت داشته باشیم ونگذاریم تا دشمنان ما بر عزم وخواست ما خلل ایجاد کنند وحالت یأس دربین ما رواج دهند .
امام غائب (ع)
ازامام صادق (ع) پرسیدند:
(چگونه مردوم ازوجود امام غایب وپنهان بهره می گیرند؟ امام فرمود: همان گونه که ازآفتاب درپشت ابرها!) نورآفتاب سرچشمه تمام جنبشهای حیاتی در روی کره زمین است وهیچ موجود زنده ای بدون آن قادربه ادامه حیات نیست، وهمین گونه است نورآفتاب وجودامام ورهبران آسمانی درزندگی معنوی وانسانی بشر. آفتاب درپشت ابر، درست مانند یک چراغ درپشت شیشه مات، قسمت قابل توجهی ازنورخودرابه بیرون می فرستدوظلمت شب راازمیان می برد وروی گیاهان وموجودات زنده اثرمی گذارد، همین طوربرکات روحانی ومعنوی امام (ع) حتی ازپشت پرده غیب به جهان انسانیت می تابد؛ منتهاهمان طورکه هرعمارتی به اندازه روزنه های خودازروشنائی آفتاب استفاده می کند، بهره مردوم ازنورآفتاب ولایت نیزمتناسب باچگونگی ومقدارارتباط وپیوندآنها با اوست.
درغیبت مهدی (عج)
امام حضرت مهدی (علیه السلام) فرمود: درحوادث گوناگنی که دردوران غیبت کبری پیش می آید به راوایان احادیث مامراجعه نمایید. اجتماعات انسانی بدون رهبری صحیح سامان نمی یابند به همین دلیل خداوند هیچ گاه بندگان خودرا به حال خود،بدون سرپرست، وانگذارده وهمیشه رهبران الهی درمیان آنها رفت وآمــــد داشــته انــد. حتی درزمان غیبت ولی عصر حضرت مهدی ارواحنا فداه نخست نائبان خاص وپس ازپایان دوران آنها، نائبان عام برای رهبری مردوم ازطرف خود آن حضرت تعیین شدند، مردانی مصمم وباایمان وآگاه که به خوبی به محتوای بزرگ کتاب آسمانی مسلمین قرآن، وبه سنت پیامبر (ص) ومکتب اهلیبیت (ع) آشنائی دارند عهده داراین رسالتند؛ وهرکس به هرنام وهر عنوان دیگری خود راشایسته این مقام بداند مردود است
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :
الا و من مات علی حبّ آل محمّد مات شهیدً
آگاه باشید که کسی که بمیرد بر دوستی خاندان پیامبر (ص) شهید مرده است.
الا و من مات علی حبّ آل محمّد مات مغفوراً له
آگاه باشید که کسی که بمیرد بر دوستی خاندان پیامبر (ص) آمرزیده است.
الا و من مات علی حبّ آل محمّد مات تائباً
آگاه باشید که کسی که بمیرد بر دوستی خاندان پیامبر (ص) تائب مرده است.
الا و من مات علی حبّ آل محمّد مات مستکمل الایمان
الا و من مات علی حبّ آل محمّد فتح فی قبره بابان من الجنّه
آگاه باشید که کسی که بمیرد بر دوستی خاندان پیامبر (ص) باز می شوند دو در از بهشت در قبر او.
الا و من مات علی حبّ آل محمّد بشره ملک الملک با الجنه ثم منکر و نکیر
آگاه باشید که کسی که بمیرد بر دوستی خاندان پیامبر (ص) بشارت میدهد ملک الملک او را به بهشت سپس منکر و نکیر.
الا و من مات علی حبّ آل محمّد یزف الی الجنه کما تزف العروس الی بیت زوجها
آگاه باشید که کسی که بمیرد بر دوستی خاندان پیامبر (ص) می شتابد به سوی بهشت مانند عروسی که می شتابد به خانه همسرش.
الا و من مات علی حبّ آل محمّد جعل الله تعالی زوار قبره ملائکه و الرحمه
آگاه باشید که کسی که بمیرد بر دوستی خاندان پیامبر (ص) قرار می دهد خداوند تعالی ملائکه را زوار قبر او و رحمت.
الا و من مات علی حبّ آل محمّد مات علی السّنّه و الجماعه
>>>
الا و من مات علی بغض آل محمّد جاء یوم القیامه مکتوب بین عینه آیس من رحمت الله
آگاه باشید که کسی که بمیرد با بغض خاندان پیامبر (ص) نوشته شده بین چشم هایش ناامیدی از رحمت خدا
الا و من مات علی بغض آل محمّد مات کافرا
آگاه باشید که کسی که بمیرد با بغض خاندان پیامبر (ص) کافر مرده است.
الا و من مات علی بغض آل محمّد لم یشمّ رائحه الجنّه
منابع:
امان الامه
من اضلال و الاختلاف
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
(اخرج اثعلبی فی تفسیره عن محمد بر اسلم الطوسی ، عن یعلی بن عبید ، عن اسماعیل بن ابی خالد، عن قیس ابن ابی حازم ، عن جریربن عبد اللهالبجلی.
و صلوات بر محمد و آل او
و با اعلام برائت از مشركين سازگار نيست.
بسماللّه
بسماللّه، رمز توحيد و به نام ديگران رمز كفر و به نام خدا و ديگران نشانه شرك است. نه دركنار نام خدا، نام ديگرى را ببريم و نه به جاى نام او نام ديگرى قرار دهيم. معناىِ «سَبِحّ اسْمَ رَبّك» آن است كه حتى اسم پروردگار نيز بايد از هر شريكى منزّه باشد.
بسماللّه، رمز بقا و دوام است و هرچه رنگ خدايى نداشته باشد فانى است. (188)
بسماللّه، رمز عشق به خدا و توكّل به اوست.
بسماللّه، رمز دورى از تكبر و اظهار عجز به درگاه خداست.
بسماللّه، رمز بيمهكردن كارها با نام خداست.
بسماللّه، رمز قداست بخشيدن به كارهاست.
بسماللّه، رمز ذكر و ياد هميشگى خداست كه خدايا ترا در هيچ حال فراموش نمىكنم.
بسماللّه، بيانگر هدف انسان است كه خدايا هدفم تو هستى، نه مردم، نه دنيا و نه هوسها.
بسماللّه، يعنى فقط و فقط از او استمداد مىجويم نه ديگران.
بسماللّه، بيانگر آن است كه محتواى سوره از مبدأ حق و مظهر رحمت نازل شده است.
واژه اللّه
امّا بعضى ريشه آنرا «وَلِهَ» دانستهاند كه بمعناى دلباختگى و عشق و حيرت است. بنابراين كلمه «اللّه» يعنى ذات مقدسى كه جذبه او همه را متحير و شيفته خود ساخته است.
بايد توجه داشت كلمه «خدا» يا «خداوند» ترجمهاى كامل براى كلمه «اللّه» نيست، زيرا «خدا» در اصل «خودآى» بوده كه در فلسفه، واجبالوجود گفته مىشود و كلمه «خداوند» نيز بمعناى صاحب است. چنانكه در ادبيات فارسى مىگوييم: «خداوندِ خانه» يعنى صاحبِ خانه.
و ناگفته پيداست كه معناى صاحب يا وجودِ واجب براى ترجمه اللّه كوتاه و نارساست. بلكه «اللّه» يعنى ذاتى كه شايسته عشق و پرستش است، زيرا همه كمالات را در بر دارد.
نماز و قرآن
در مواردى قرآن و نماز در كنار هم آمدهاند، مانند:
«يَتلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ اَقامُوا الصَّلوةَ» (61)
قرآن تلاوت مىكنند و نماز به پاى مىدارند.
و يا در جاى ديگر مىفرمايد: «يُمَسِّكوُنَ بِالْكِتابِ وَ اَقامُوا الصّلوة» (62) به قرآن تمسّك مىجويند و نماز به پاى مىدارند.
گاهى براى نماز و قرآن، يك صفت آورده شده، چنانكه كلمه ذِكر هم به قرآن گفته شده است: «اِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّكر» (63) ما ذكر را نازل كرديم. و هم فلسفه نماز شمرده شده است: «اَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْرى» (64) نماز را بخاطر ياد من به پاى دار.
جالب آنكه گاهى بجاى كلمه نماز كلمه قرآن آمده است، مانند آيه «اِنَّ قُرآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً» (65) كه گفتهاند مراد از قرآن الفجر، نماز صبح است.
بگذريم كه خواندن قرآن بصورتِ حمد و سوره، يكى از واجباتِ نماز است و بحث نماز در اكثر سورههاى قرآن، هم در بزرگترين سوره (بقره) و هم در كوچكترين سورهها (كوثر) آمده است.
| انتظار بعد نماز | |
| قال رسول الله –صلي الله عليه واله: | |
| انتظار الصلوه بعد الصلوه كنز من كنوز الجنه،. | |
| انتظار كشيدن از نماز تا نماز ديگر گنجي است از گنجهاي بهشت. | |
ادامه مطلب...
| نماز ومسواك | |
| قال رسول الله – صلي الله عليه واله: | |
| ركعتين بسواك، احب الي الله –عزوجل-من سبعين ركعه بغير سواك، | |
| دو ركعت نماز با دندانهاي مسواك زده ،نزد خداوند از هفتاد ركعت نماز بدون مسواك بهتر است. | |
ادامه مطلب...
| شك در نماز | |
| قال الصادق –عليه السلام: | |
| عن زراره ابي بصيره قال :قلنا له :الرجال يشك كثيرا،في صلائه حتي لا يدري كم صلي ولا ما بقي عليه | |
| زراره و ابو بصير مي گويند : از امام (امام صادق يا امام باقر عليهما السلام) پرسيدم :اگر شخصي در نماز شك كند تا شك كند تا آنجا كه نداند چند ركعت خوانده وچقدر باقي مانده است؟حضرت فرمود :اعاده كند . عرض كردم او همواره شك مي كند،حتي اگر نماز را اعاده كند .عرض كردم او همواره شك مي كند ،حتي اگر نماز را اعاده كند .حضرت فرمود : اعدا كند . عرض كردم او همواره شك مي كند ، حتي اگر نماز را اعاده كند. حضرت فرمود : به شكش اعتنا نكند . آنگاه فرمود : شيطان پليد را با شكستن نماز عادت ندهيد ( كه شما را فريب بدهد و به وسوسه بيندازد ) ، زيرا با اين كار ، او در شما طمع مي كند ، شيطان خبيث و پليد است و به آنچه عادت داده شده ، عادت مي كند . پس هرگاه براي يكي از شما و هم اشتباهي حاصل شود ، به آن اعتنا نكنيد و خيلي نماز را نشكنيد ، چرا كه اگر چند بار چنين كرد ديگر شك براي او نمي آيد . زراره گفت كه آن گاه حضرت فرمود : آنشيطان خبيث مي خواهد كه اطاعت شود پس اگر از او اطاعت نشد ، باز خواهد گشت | |
ادامه مطلب...
نماز از ارکان بسیار مهم اسلام است که بپا داشتن آن باعث رضایت و خشنودی خدا میگردد.
نماز عامل اتصال و ارتباط بندگان با خداست. رابطهای که نباید هیچگاه گسسته شود و تا آخرین لحظه عمر باید پابرجا بماند.
پیامبر اکرم «صلی اللهعلیهوآلهوسلم» میفرمایند:
«خداوند نماز را نور چشم» من قرار داده و آنرا محبوب من ساخته است آنطور که گرسنه را بر طعام و تشنه را به آب مشتاق کرده است.
(از اینهم بالاتر) انسان گرسنه وقتی غذا میخورد سیر میشود و هنگامیکه تشنه و آب مینوشد سیراب میگردد ولی من هیچگاه از نماز سیر نمیشوم .
و نیز فرمود، «اولین عمل بنده که روز قیامت بدان رسیدگی میشود نماز اوست و اگر پذیرفته شد بقیه اعمال او نیز بررسی میشود ولی اگر نمازش پذیرفتم نشد به اعمال دیگرش هم وقعی نمینهند.
به جز آنچه که از آیات و احادیث درباره نماز نقل شده، رفتار اولیاء خدا نیز اهمیت و جایگاه آن را بیان میکند. نماز جزء برنامه انبیاء بوده است.
حضرت عیسی (علیهالسلام) در گهواره هم میگوید خداوند مرا تا زنده هستم به نماز و زکات سفارش کرده است:
(و اوصانی بالصلوه و الزکوه مادمت حیا)
امام حسین (علیهالسلام) حتی ظهر روز عاشورا در میدان مبارزه و در برابر تیرهای دشمن هم نماز را رها نکرد.
حضرت ابراهیم (علیهالسلام) همسر و کودک خویش را در بیابانهای داغ مکه، که آن هنگام هیچ آب و گیاهی نداشت، مسکن داد و گفت:
خدایا، تا نماز به پا دارند:
انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع ربنا لیقیموا الصلاه .
پیشوایان معصوم ما، هنگام نماز، رنگ خود را میباختند و میفرمودند:
وقت ادای امانت الهی و حضور در پیشگاه و درگاه الهی است .
گرچه بعضی نماز را به طمع بهشت یا ترس از عذاب جهنم میخوانند، اما امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نماز را نه برای تجارت یا سپری در مقابل آتش، بلکه بخاطر شایستگی خدا برای عبادت، انجام میدهد .
نماز سبب آمرزش گناهان و زدودن آثار لغزشهاست .
قرآن، پس از دستور به نماز، میفرماید:
ان الحسنات یذهبن السیئات .

خوش قول سلام
ديشب قشنگ ترين جوابي رو كه ميتونستم بگيرم ازت گرفتم اگر چه كه مامان بابا موافقت نكردند با رفتنم اما اين خبر اينقدر منو خوشحال كرد كه نميدوني....
ديشب از طرف هيت قايقراني كه براي تيم ملي دارن عضو ميگيرن بهم زنگ زدند و گفتن تو تست قبول شدم و در صورت رضايت ميتونم سر تمرينات حاضر بشم .. اين خبر منو اونقدر خوشحال كرد كه نميدوني... گرچه كه رفتن من بخاطر اينكه مامان بابا نميخوان لغو شد... اما مهم اينه كه من فهميدم تو نامه هامو ميخوني و براي هر كدومشون جواب ميدي ..دلم ميخواد امشب هم يه خبر خوشحال كننده بشنوم يه اتفاق خوب يه دنيا شادي...
راستي امروز سر مجله با هما و نيره حرفم شد ..خيلي پرو هستن من تمام سرچاي تو اينترنت و جمع آوري مطالب و تايپ رو انجام دادم با كمال پرويي بعد از چاپ 20 تا از هر صفحه اي خودشو و سر دبير لحظه اي كردو گفت كه اينها افتضاحه منم دليلي نديدم كه باهاشون به كار ادامه بدم ول كردم اومدم ... هما خيلي لوس شده فكر ميكنه ميتونه با قلدري و بد حرف زدن بگه حرف حرف خودمه ..من بدم مباد از اين كارا ..بگذريم از اين حرفاي اعصاب خورد كن
خدا احساس خوبي دارم ..احساسي كه مثل هيچ كدوم از احساس هاي قبليم نيست .. يه احساسي مثل اينه ديگه تنها نيستم ديگه ميتونم رو تو خيلي خيلي خيلي حساب كنم و تورو يه ديوار محكم براي تكيه دادن بهش بدونم.. امروز تو راه همش به تو فكر ميكردم كه چقدر سرت شلوغه . اگه تو نبودي همه ادماي دنيا بد بدخت بود...
در اصل امروز نمخواستم برات نامه بنويسم اما لازم بود بخاطر هديه ديشب ازت تشكر كنم ..
دوستت دارم ...
سلام خدا...
ميدوني خوشم مياد از بنده هات ... تو ميبخشي اما اونا .... نه نميتونن ...اخه تو ماله اونايي اونا بايد ببخشن نه تو ... من نميدونم كي گفته و كجا گفته كه همه ي آدما بايد يه جور به تو برسن ...كي فرياد زده تو دنيا ..آدما يه راه فقط براي رسيدن به خدا هست ...هر كي از اون راه نره كافر ميشه... چه شكليه كه اونا كه فكر ميكنن خيلي به تو ايمان دارن و از ما بهترونن راه هاي رسيدن به تو رو قبول ندارن...اون راههايي رو ميگم كه ما ميخواييم از اونا به تو برسيم...يه روحاني ميگفت ... به تعداد آدم هاي روي زمين راه هست براي رسيدن به تو .... چقدر آدما خود خواهن كه تموم راه ها رو به يكي ختم ميكنن ..ميدوني منظورم اينه كه همه راه ها رو ميبندن و هر كدوم خودشون با اون راحت تر هستن و آزاد ميگذارن و قبولش دارن...
گاهي فكر ميكنم درسته من از اون بنده عزيزات نيستم ..درسته من مومن نيستم ..درسته بيشتر از ثواب هام دنيامو و دفترچه اعمالمو گناهام پوشونده ..اما لا اقل دلم به تو خوشه....
تو .. خيلي مهربوني .. چقدر ...نميدونم ..فقط ميدونم اينقدر كه محبت مادر به فرزندش يك هزارم كه چي بگم يك تيلياردم محبت بي انتهاي تو هم نميشه .. اون وقت من چه شكلي از تو دل بكنم ... وقتي ميدونم با اينكه خيلي هم عزيز نيستم مثل بنده خوبات اما دوستم داري....
نه امشب بجاي اينكه بگم چرا حاجت هامو برآورده نميكني... ميگم فهميدم چرا حاجت هامو بر آورده نميكني..چون هنوز اونقدر بهت متصل نشدم كه صدام آشناي درگاه تو باشه...
مامان امشب رفت مشهد... حالا تا يك هفته تنهام ...
با خودم فكر ميكنم ... من انقدر با اين سنم گناه كارم كه حتي امام رضا هم نمي طلبه منو ... گناهام رو دوشم سنگيني ميكنن ...
احساس بد بختي ميكنم ... چقدر سخته يه حسي بهت بگه كه خيلي گناه كاري... در حالي كه تا ديروش فكر ميكردي..
اين حس از كجا اومده نميدونم ... اما فقط اينقدر ميدونم كه اگه همين حالا بميرم ... يه راست جام تو جهنمه ...
تا حالا طعم اينكه بدوني چي كاره هستي رو نچشيده بودم ... اما حس امشبم ... بهم اطمينان ميده كه گناهكارم... خيلي... خدايا توبه... ببخشم... اين حس عذابم ميده... ميتونم كاملا بفهمم كه جهنمي هستم...
خدايا بهم رحم كن...من پشيمونم ... از گناه هايي كه نفهميده مرتكب شدم ..و حالا اينقدر سنگين شدن كه رو دوشم سنگني ميكنن .. هيچ آدمي و نديده بودم كه بدونه يه راست جاش تو جهنمه .. خودم اولين نفري هستم كه يه حس از عمق قلبم بهم هشدار بدي داره ميده... نميدونم چرا.........
خدا ...داشتم فكر ميكردم خدا يعني چي.... خدا.... شايد هر چي معناي كامل و پر مفهمومه درون اسم خداست...
اما هنوز توش موندم... خدايا يه پله بيشتر طي كردم.. ميدوني بعد 16 سال عمر حالا تازه ميفهمم چقدر گناه كارم .. ميدوني خيلي از كارايي كه ميدونستم بده رو انجام ميدادم ... و بدترينشون غيبت بود... واي ... هر چي كار خوب كردم با اون غيبتا آتيش زدم... خيلي سخته ... تذهيب نفس... ميدون من همين يه گناهو خيلي انجام ميدادم و يادم ميرفت دارم چي كار ميكنم ... اما از اتفاق ديروز به بعد حواسم هست كه حرف پشت سر كسي نزنم... و به غيبت هاي ديگران هم گوش نكنم ...
خيلي سخته .. آدم چقدر بايد فروتن باشه كه نخواد عيب كسيو بگه يا پشت سرش ازش انتقاد كنه ... و من خيلي از اين يكي صفت دورم... من و فروتني؟؟؟؟ خنده داره .. خيلي ... با خودم فكر ميكنم ..چقدر روزانه تو بايد به من بخندي يا از دستم حرس بخوري... چون من يكي از اون جهنمي هام كه زود يا دير فهميدم كه كجام و دارم دست و پا ميزنم خودمو نجات بدم... اما كار سختيه...
ميدوني براي رسيدن به تو بايد انگار خيلي سعي كرد...آهسته و پيوسته ...تو خيلي دوري تو خيلي نزديك....
و من خيلي مغرور من خيلي خالي.... تو ....... وقتي تو عمق هستي ميرم گيجميشم ..ديوونه ميشم و نميدونم بايد به كجا ختمش كنم ...
فقط اينو ميدونم كه خيلي راه مونده تا رسيدن به تو خيلي راه ... و همين اول راه چقدر سخته و شيرين... خيلي تلخ يا شايدم خيلي شيرين....
يه آرزو دارم ...يه آرزويي كه خوب ميدوني چيه... كلي برات نامه نوشتم كه وقت نشد بفرستمشون ...چون درگير درسا بودم ...
يه عالمه برات حرف و درد و دل حك كردم كه همشون به باد هوا رفتن ..
ميدوني 1 هفته اي ميشه كه برات چيزي ننوشتم ...
ديشب تمام وجودم تشنه ي تو بود ... و كمتر لحظاتي توي زندگيم مثل ديشب هستن ...
احساس قشنگي بود كه اگر چه كم پيش مياد اما خيلي لذت بخشه ... احساس اينكه ديگه برات نامه نمينوسم چون كنارمي... يه حسي مثل اينكه ديگه فاصله اي نيست تا اونو يا نوشتن نامه پرش كنم ...
يه عشقي مثل با تو،،، خودت بودن ....
امروز يه رمان خوندم اسمش پريا براي سادگيت بود ... خيلي چيزها بهم ياد داد ..گذشته از مسايل قشنگ احساسي و شخصيت پسري كه با تمام جوونيش پخته بود و دختري كه در عين بچگي بايد كدبانو بودن رو نقش بازي ميكرد و به وسيله اون پسر پخته شد خيلي چيزها بهم ياد داد...
ياد داد سخت گيري هاي مامانم براي خيلي چيزها مفيده ... ياد داد اعتماد ها ي زود ممكنه بعضي موقع ها مثل تو اين داستانه از روي خوش شانسي خطري نداشته باشه اما اكثرا ... بي خطر نيست ...
ياد داد تو زندگي هاي متاهلي ديگه تو يه نفر نيستي و براي خيلي چيزهايي كه تو خونه بابات تا ابد برايشون فرصت داشتي اينجا خيلي زود دير ميشه..
ياد داد دوست ... مخصوصا از نوع خاله زنك بد چيزيه ... كه ميتونه آتيش به جونت بندازه ... اما يه چيزي ديگه ... يه چيزي ديگه كه شايد ناخواسته نويسندش به خواننده هاش ياد داد اين بود ..كه مرزهاي شرعي كه اسلام تعيين كرده ... زندگي ها رو از نابودي نجات ميده ... پريا براي سادگيت يه رمان نبود .. يه رمان نبود كه من بخونمش و آرزو كنم كاش من هم همسري مثل همسر پريا ،امير گيرم بياد.. من امروز تو عمق رمان خوندن آخرش به تو رسيدم ...
ميترسم ..منم ميترسم چيزي رو كه هنوز به دستش نيا وردم در اينده مثل پريا تا دم از دست دادنش برم...
اين از امروز و دوباره تو ...
پنج شش تا نامه نوشتم برات كه همشونو خلاصه تو همين مينويسم..
تو يكي نوشته بودم چند روز پيش تو وبلاگ يكي از دوستام خوندم كه ادما هر كدوم يه جور دنبال خدا ميگردن .. بعضي با قاطعيت بعضي با انكار و بعضي با ترديد.. چند ساعتي داشتم به اين فكر ميكردم كه من جزو كدوم دسته هستم.. با قاطعيت دارم دنبالت ميگردم يا نه با ترديد؟؟..........
تو بعديش نوشتم هستي بخش من سلام :زندگيِِِِ با همه سختي هاش يه سري قشنگي هايي داره كه معمولا ما آدما ازشون غافليم... مثل همين در كنار هم بودن... ديشب حس قشنگي بهم دست داده بود يه حسي كه ميگم، تجربش نكرده بودم ..گاهي تو اوج غمها آدم يه ارامش داره .. ......
و توي يكي ديگه ..
امروز يه نفر ميگفت .. يكي ازم پرسيد ما از كجا بفهميم خدا دوستمون داره ... با اينكه مطمين هستيم ما خدا رو دوست داريم... و من بهش پاسخ دادم ... هر وقت به خلق خدا كمكي كردي و در خدمت اونا بودي بدون خدا خيلي دوست داره كه تو رو باعث خير قرار داده...
و تو همين يكي مونده به آخريا
همه ميگن نامه هاي بلند به خدا خسته كنندست اما من تنها تورو دارم كه برات تا دلم ميخواد حرف بزنم ... فقط همين ... اگه تو تنها دلخوشي رو هم ازم بگيرن ...ديگه هيچي...
دوســـــــــتت دارم..
پس تا بيش از اندازه خسته كننده نشده .. خداحافظ همين حالا ....
خداي من سلام
خوبي؟
منم خوبم .. بد نييستم يه سرما خوردگي دارم كه اونم خوب ميشه ...
كم كم دارم تو اين راه رسيدن به تو لذت ميبرم ... سختي هاش كم شده و لذتاش دو برابر ...
كاش آدما ،همه آدما ميدونستن از خاك تا افلاك به اندازه يه نگاه كردن فاصله است ... كاش آدما نه براي رسيدن به تو براي پيدا كردن خودشون يه سفري تا آسمونا مي اومدن ...
كاش آدما ياد ميگرفتن توي قلبشون سقف نزنن ...
كاش آدما ميفهميدن تو چقدر مشتاق ديدنشوني و چقدر وقتي بعد از مناجات با تو رو بر ميگردونن و عزم رفتن دنبال دنيا رو ميكنن تو دلتنگ و غمگين آروم صداشون ميكني .. برگرديا ... منتظرم ..
كاش ميفهميدن اشكي كه تو خودت آفريدي گاهي وقتا تو رو هم شامل ميشه .. كاش ميفهميدن خدا هم غم داره ...
كاش ميفهميدن تو هم ناراحت ميشي .. خوشحال ميشي ..غمگين ميشي .. دلت ميسوزه ...
كاش ميفهميدن كه چقدر براي تو عزيزن ... چقدر شنيدن صداشون براي تو آرامش بخشه وقتي عاجزانه التماس ميكنن و به بزرگيت قسمت ميدن ...
كاش ميفهميدن تو هيچ وقت از بودن با اونها خسته نميشي... كاس ميفهميدن حضور پي در پي اونها كنار تو و در برابر تو هرگز تكراري و خسته كننده نيست چون تو رنگ و جلاي تازه اي به اونا ميبخشي..
كاش همه آدما دنبال دستهاي تو بودن كه همه جهان رو فرا گرفته ... كاش ميفهميدن هر يه كار خوبي كه تو دنيا خواسته و نا خواسته انجام ميدن نشوني از اينكه تو خيلي دوستشون داري...
يه دوست بهم گفت آخر نامه هات دعا كن
دعا ميكنم .. دعا ميكنم تا همه آدما يه روزي بفهمن كه تو دوستشون نداري بلكه عاشقانه ميپرستيشون ... دعا ميكنم يه روزي برسه كه آدما بفهمن با كاراشون دل تو رو شكوندن و تو چقدر عاشقانه بخشيديشون
دعا ميكنم ..دعا ميكنم تا همه آدما بفهمن تو چقدر مشتاقانه منتظر شنيدن صداشوني .. دعا ميكنم خدا براي ما معناي خدا بگيره ...
دعا ميكنم اي قشنگترن دليل هستي همه گناهاي ما آدما رو ببخش ...
دعا ميكنم اي اولين بي پيشين مشكلات آدما رو رفع كن ... دعا ميكنم اي خدا به اونهايي كه عزيزي ازشون گرفتي صبر عطا كن ... فرياد ميكشم اي خدا ... اونهايي كه دارن در خونت و ميزنن براي اينكه گره از يه مشكل كوچيكشون باز كني ..نيم نگاهي بهشون بنداز..
دعا ميكنم خدا قدرت اين رو به ما بده كه درك كنيم بودنمون بدون دليل نبوده رفتنمون هم نيست ..
خدايا براي رفع تموم غم هاي دنيا امام زمانمون رو بيار .. نزار ما بيشتر از اين غم هجرت بكشيم . زجر نادوني ها و گنه كاريهامون رو تحمل كنيم ... ظهور امام زمان ما رو نزديك كن ..
يه دوستي گفت نتيجه گيري كن آخر نامه هات
پس تنيجه دو نقطه:
دورها آوايي است كه مرا ميخواند .........
